واژه های زندگی

باید ها ....

 ((بایدها همیشه فشار روحی وخستگی در انسان بوجود می آورد،هر قدر شخص سعی کند ((باید)) های خود را بیشتر به صورت عمل در آورد،این خستگی وفشار بیشتر خواهد بود.بعلاوه در نتیجه ی عمل بیرون افکنی یا تعکیس،در روابط انسانی افراد اختلالاتی به وجود می آید.))

آیا بایدها بخش مهمی از زندگی ما را مشخص می کنند؟آیا فکر میکنیم که باید نسبت به کل مسائل مسئول باشیم؟.همیشه کار کنیم؟آیا هر زمان که در انجام یکی از بایدها ناتوان بودیم خودمون را سر زنش بکنیم وآن فشار وناراحتی واختلالاتی را که در زندگی وجود داردبر خود تحمیل کنیم؟به همان اندازه که بایدها در زندگی ما هست نبایدها نیز وجود دارد .از جمله نباید گستاخ باشیم، نباید مورد خشم قرار بگیریم،نباید کارهای احمقانه انجام دهیم، نباید شهوت پرست باشیم، نباید کارهای کودکانه بکنیم،نباید عبوس باشیم نباید رفتار تجاوز گرانه یا اهانت آمیز داشته باشیم _ وتعداد زیادی نبایدهای دیگر.اما هیچ اجباری نیست که این بایدها ونبایدها را بر خود تحمیل کنیم.اگر انسان خود داری ومتانت نداشته باشد یا چیزهائی را نفهمد آسمان به زمین نمی آید.ما اجازه داریم  که در صورت تمایل با وقار ومتین نباشیم.اگر طبق بایدهای دیگران نبودیم هیچکس به ما نمره نمیدهد وما را مجازات نمیکند. از این گذشته ما نمیتوانیم همیشه در قالب آن شخصیتی برویم که نمیخواهیم باشیم. اینکار غیر ممکن است. بنابراین هر گونه بایدی منجر به ایجاد فشار وخستگی میشود زیرا نخواهیم توانست توقعات بیمار گونه واشتباه آمیز خود را برآوریم.فشار روحی وناراحتی روانی نتیجه ی موقر نبودن ،حمایت نکردن از دیگران ،محتاط نبودن وغیره نیست،بلکه ناشی از تحمیل باید هاست.

تنها  در قانون رانندگی بایدها ئی سر چشمه ی عالی دارد که باید اجرا شوند.